الشيخ عباس القمي

708

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

فارسيه ، و شرح ديگر به عربيه ، و شرح او بر صحيفهء كامله ، و بر بعض كتاب تهذيب ، و بر زيارت جامعه ، و بر حديث همام ، و حواشى او بر اصول كافى ، و رساله‌اى در افعال حج ، و رساله‌اى در رضاع ، و اجازات كثيره إلى غير ذلك . و اين بزرگوار مؤيد من عند اللّه ، و استاد علما ، و مربى فضلا بوده ، و آثار او در اسلام بسيار است ، و اگر نباشد از آثار او جز نجل جليل و فرزند نبيلش ، هر آينه كفايت مىكند تا چه رسد به ساير علماى ديگر كه تلميذ او بوده‌اند ، و مصنّفات نافعهء فايقه‌اش و نشر دادن او صحيفهء كامله را در ميان مردم و غير ذلك . قال ابنه في البحار في حقّه : ذريعتي إلى الدرجات العلى و وسيلتي إلى مسالك الهدى بعد أئمّة الورى . در سن شصت و هفت سنهء 1070 به رحمت ايزدى پيوست ، و در تاريخ او گفته شد : « مسجد و منبر از صفا افتاد » ، و أيضا : « صاحب علم رفت از عالم » . و أيضا : « افسر شرع اوفتاد و بىسروپا گشت فضل » . و عكس اين ، تاريخ وفات شيخنا البهائى است . قبر شريفش در مسجد جامع اصفهان است چنان كه در ترجمهء پسر بزرگوارش به آن اشاره كردم . و شايسته است كه در اين‌جا چند حكايت از منامات صادقهء آن جناب نقل شود : اول : شيخ مرحوم ما - نوّر اللّه مرقده - در حكايت 64 نجم ثاقب از شرح من لا يحضره الفقيه « 1 » ملا محمد تقى مذكور نقل كرده كه ، در ضمن احوال متوكل بن عمير - كه راوى صحيفهء كامله است - فرموده كه ، من در اوايل بلوغ ، طالب بودم مرضات خداوندى را و ساعى بودم در طلب رضاى او ، و مرا از ذكر جنابش قرارى نبود تا آن‌كه

--> مىخوابيدم معده را درد به هم مىرسيد و به دست چپ مىخوابيدم تا به اين حديث رسيدم به خاطرم رسيد كه خوشا به حال آن جماعت كه در خدمت حضرات ائمه معصومين عليهم السّلام مىبودند و هر دردى كه داشتند به ايشان عرض مىنمودند ، چون اين معنى به خاطرم رسيد كه دعا كن . دعا كردم كه : الهى به حق حضرت عسكرى عليه السّلام كه اين بلا را از من نيز دور كن . قريب به چهل سال است كه آن معنى زايل شد و به دست راست مىخوابم ، و اگر به دست چپ بخوابم در اوايل شب خوابم نمىبرد . و الحمد للّه رب العالمين الّذى هدانا لهذا ( منه عفى عنه ) ( 1 ) . جلد چهارم